میراثی راهبردی: خطوط معماری مجموعه اوبرباخ
این مجموعه که به نام یوری آوِرباخ، یکی از بزرگترین نظریهپردازان شطرنج مدرن و استاد پایانکار، نامگذاری شده است، نماد عصر طلایی مکتب شطرنج شوروی است. این طرح که اغلب در مسابقات معتبر دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ مورد استفاده قرار میگرفت، به خاطر خطوط مینیمالیستی، تمرکززا و از نظر معماری متعادل خود شهرت دارد. این مهرهها که بازتابدهنده رویکرد علمی آوِرباخ هستند که در آن شطرنجدوره بهعنوان یک آزمایشگاه در نظر گرفته میشد، با ساقههای باریک و سیلوئتهای سادهشده خود، نماد خالصترین شکل عقل هستند. این مجموعه بیش از یک ابزار بازی است؛ این یک مانیفست بصری از عصر هژمونی شطرنج شوروی و تلاقی منضبط هنر صنعتگری و استراتژی است.
یک پدیده فرهنگی: میراث لتونیایی بث هارمون
این مجموعه که نمادی از لحظه انقلابی پیوستن دوباره فرهنگ عامه به شطرنج است، بازتولیدی از طرح افسانهای “شوروی لتونی” دهه ۱۹۵۰ میباشد. این مهرهها که در مسابقه نهایی نفسگیر بین بث هارمون و واسیلی بورگوف به نمایش درآمدند، با سیلوئتهای باریک، بلند و شکیل خود، از محبوبترینهای قهرمان جهان، میخائیل تال، “جادوگر ریگا” به شمار میرفتند. این طرح که از چوب برش سیاهشده و چوب سدر ساخته شده، نماد مرکزی “اثر رزماری شاه” است که موجی عظیم جهانی از علاقه به شطرنج را برانگیخت. این مجموعه که در نقطهای که صنعتگری با روایت سینمایی تلاقی میکند قرار دارد، گواهی قدرتمند بر جذابیت جهانی شطرنج در عصر مدرن است.
یک شهر، یک قهرمانی، یک افسانه: میراث “باکو”ی لنینگراد
این طرح که در دنیای شطرنج با نام “باکو ۱۹۶۱” مشهور است، در واقع شاهکاری از کارگاههای آرتل درِوپرُم در منطقه لنینگراد است. این طرح پس از آنکه توسط غولهایی چون میخائیل تال در مسابقات قهرمانی اتحاد جماهیر شوروی ۱۹۶۱ که در باکو برگزار شد، استفاده شد، این نام را به خود اختصاص داد. سیلوئت نمادین آن با پایههای بلند و باریک، در واقع بیانی خالص از مدرنیسم لنینگراد است.
این قطعات که بهجای سرب، بهخاطر کمبودهای دوران جنگ با خاکارّه فشردهشده وزندهی شدهاند، ثابت میکنند که صنعتگری میتواند حتی در سختترین شرایط نیز زیبا بماند. با فرم سکولار و مینیمالیستیاش که کاملاً از نمادهای مذهبی تهی شده است، این مجموعه به ابزاری جهانی برای استراتژی تبدیل شد. این طراحی لنینگراد که نشانهای انگشت استعاری یک کاسپاروف جوان را که در باکو با این قطعات بازی میکرد بر خود دارد، نمونهای کلاسیک از چگونگی تبدیل یک نام نادرست به افسانهای جهانی است.